چگونه زندگی پی را نوشتم
نوشته‌ی یان مارتل / ترجمه‌ی سیدمصطفی رضیئی
حدس می‌زنم که بیشتر کتاب‌ها، از ترکیب سه عامل خلق می‌شوند: تاثیر، الهام و کاری سنگین. بگذارید جزئیات حضور هر کدام از این عامل‌ها را برای‌تان در خلق «زندگی پی» شرح بدهم.
مطلب کامل

وقتی چشم‌ها چاق می‌شوند
اسری قراچه
كسی كنارم خوابيده است و نمی‌توانم چشم‌های چاقم را كه دارند از چاقی می‌تركند، لاغر كنم. آخر مگر می‌شود یک‌شبه چاقی را، لاغر كرد.
مطلب کامل

شکل های ساده با فرم / پاییزی –مجموعه شعر /حمید تقی آبادی
حمید رضا اکبری شروه
در بررسی شعر ها ما با زیبایی شناختی فرم شعر هایی رو برو می شویم که ساده اند اما پیچیده که از ظرایف زبانی نیز بر خوردار می باشند . در کلیت ، این مجموعه توانایی های تقی آبادی را می توانیم در استخدام کلمات سنجیده نیز مشاهده گر باشیم .
مطلب کامل

داوود
مرتضی محمودی
سینی را که در دست داشتم، دیدم گوشه‌ای ایستاده بود و غمزده نگاهم می‌کرد. نه از نگاهش که کمی بیگانه بود، بلکه از حالتِ صورت، ریش نتراشیده و موهای ژولیده‌اش کمی جا خوردم. بی آنکه بدانم سینی را روی پیشخوان گذاشتم.
مطلب کامل

يك فروند صندلي ِ خالي / نگاهي به "از عصاي شكسته نيچه تا عصر مچاله لوركا" سروده : سريا داودي
نقد محمد مراد یوسفی نژاد
هر شاعري به فراخور قرار داشتن در سطوح ِ مختلف ِ طبقاتي ، فرهنگي ، اجتماعي ، روحي و رواني آثار خود را خلق ميكند و هر اثر از جند منظر قابل نقد و بررسي ست ،
مطلب کامل

مرگ سفید
فرزانه رحمانی
صدایم را پایین می آورم تا مادر نشنود « آزاده ؟! » آزاده خواهرم است . دو سال بزرگتر از من است اما هم قد هستیم . مادر می گوید « از بس دق خور است » من می گویم « از بس موذی ست » .
مطلب کامل

از کتاب نوشتن همین و تمام
مارگریت دوراس / مترجم قاسم روبین
عزلت نوشته ، عزلتی است که نوشته بدون آن حاصل نمی شود ، یا به صوت تکه تکه های بی خونی از آب در می اید که دوباره نوشتن را افتضا می کند . نوشته خون باخته اصلا مطلوب نویسنده نیست . مهمتر از همه اینکه نوشتن را هیچ وقت نباید به این یا آن منشی دیکته کرد ؛ حتی ا گر منشی زُبده ای باشد . در این مرحله به ناشر هم نباید داد که بخواندش .
مطلب کامل

ابوسعید ابولخیر
ای کاش مرا به نفت آلایندی
آتش بزدندی و نبحشایندی
در چشم عزیز من نمک سایندی
وزدوست جدا شدن نفرمایندی
مطلب کامل

«در جهانِ رمانِ مدرنیستی» چاپ شد.
نوشته :فتح‌الله بی‌نیاز. تهران: انتشارات افراز. چاپ اول: آذر 1390. 1100 نسخه. 192 صفحه. 4800 تومان.
گرچه شبيه این کتاب در زبان‌های انگلسيي و فرانسوي زياد منتشر شده است، اما در زبان فارسی، عده اندكي به نگارش چنين متوني پرداخته اند . به طور كلي چنين سنتي در ايران چندان متداول نيست . اين كتاب يك متن نظري است و نويسنده سعي كرده است به شيوه مستقيم مفاهيم و مقوله هاي مهم ادبيات مدرنيستي را به خواننده ارائه دهد.
مطلب کامل

دایی من: ادوارد بیتچ‌مان
نوشته‌ی میچ آلبوم / ترجمه‌ی سیدمصطفی رضیئی
شخصیت اصلی «پنج‌ نفری که در بهشت ملاقات می‌کنید»، کهنه‌سرباز موخاکستری جنگ است، که در هشتاد‌وسومین تولدش مرده و به آن دنیا رفته است. میچ آلبوم می‌گوید که این شخصیت را بر پایه‌ی چهره‌ی دایی واقعی خودش الهام گرفته، «ادوارد بیتچ‌مان». چهره‌ای که واقعا کهنه‌سرباز جنگ جهانی دوم بوده، او هم در هشتادوسه سالگی‌اش فوت شده و زندگی‌اش مشابه چهره‌ي داستانی کتاب است:
مطلب کامل

نامه های چخوف و گورکی به یکدیگر
ترجمه ی لیلی گلستان
دل ام می خواهد اشتیاق ام را در برابر نبوغ تخیل و در عین حال تراژیک و لطیف و قابل ستایش تان به .شما نشان دهم. نبوغی که همیشه زیبا و ظریف بوده خدای من باید دستان تان را بفشارم. دست های هنرمندتان را، دست های یک بشر صمیمی و در عین حال غمگین را. درست نمی گویم؟
مطلب کامل

سعید باجووند
با این کلمات
می شود موهای تورا پیچاند
ومثل جاده ی چالوس
از بالایش لیز خورد
با سوزنی به قطر هیچ
بادبادک های خیال تورا
می ترکانم
وقتی
پای این کلمات در میان باشد
دیگر منی نیست که با تو کل کل کند
مطلب کامل

من کس ديگری بودم
اسماعیل یوردشاهیان اورمیا
اول صبح روزی که بعد از ده روز به دانشکده برگشته و در کلاس درس حاضر شدم همه می گفتند:
- چقدر عوض شده ای
مطلب کامل

شعری از ناظم حکمت
ترجمه صابر حسینن
چشمانم را می بندم

در تاریکی هستی
مطلب کامل

بانوی لیل / نشرافکار / کتابسرای روشن
محمد بهارلو
دبیر جلسات عصر روشن گفت: «عصری با محمد بهارلو» با حضور نویسندگان و سینماگرانی که گرایش‌های ادبی دارند، برگزار خواهد شد. در این نشست بهارلو به خوانش بخشی از «بانوی لیل» می‌پردازد و محمدجعفر قنواتی و علی‌اصغر قره‌باغی به سخنرانی درباره کارنامه ادبی وی خواهند پرداخت.

بهرامی در پایان گفت: این نشست از ساعت 17 روز پنجشنبه 15 دی در کتابسرای روشن به نشانی خیابان سمیه، تقاطع خیابان دکتر مفتح برگزار می‌شود.

فی مافیه
مولوی
صورت فرع عشق آمد که بی عشق این صورت را قدر نبود ، فرع آن باشد که بی اصل نتواند بودن، پس اللّه را صورت نگویند ،چون صورت فرع باشد او را فرع نتوان گفتن ، گفت که عشق نیز بی صورت متصوّر نیست ومنعقد نیست پس فرع صورت باشد ، گوییم چرا عشق متصوّر نیست بی صورت ،
مطلب کامل

نیما از خود می گوید
من مخالف بسیار دارم - می دانم، چون خود من بطور روزمره دریافته ام، مردم هم باید روزمره دریابند. این کیفیت تدریجی و نتیجه کار است. مخصوصا بعضی از اشعار مخصوص تر بخود من برای کسانی که حواس جمع در عالم شاعری ندارند مبهم است. اما انواع شعرهای من زیادند. چنانکه دیوانی بزیان مادری خود باسم "روجا" دارم. می توانم بگویم من به رودخانه شبیه هستم که از هر کجای آن لازم باشد بدون سروصدا می توان آب برداشت.
مطلب کامل

گزاره های جادویی " فوئنتس " درخویشاوندان دور
جواد اسحاقیان
نخستین نکته ای که در باره ی " رئالیسم جادویی " در ادبیات آمریکای لاتین به معنی اعم و در مورد " فوئنتس " به معنی اخص اصطلاح باید گفت ، ریشه های بومی این نگرش هنری است . او خود در مصاحبه ای با دکتر " میشل ووتز " 1 ، استاد دانشگاه دولتی " وبر " 2 می گوید :
مطلب کامل

چوب برها نوشته : Deyan Enev
ترجمه: لیودمیلا یانوا
چند سال پیش تابستان با همسر و دخترم تصمیم گرفتیم از این شهر بزرگ و شلوغ فرار کنیم .به یک ده خیلی بالا در کوه رفتیم، منزل پیدا کردیم و در آن جا گرفتیم. منزل ما در خیابان مرکزی قرار گرفته بود.
مطلب کامل

فدريكو گارسيا لوركا
ترجمه احمد شاملو
در انار عطرآگين
آسماني متبلور هست.
هر دانه
ستاره يي است
مطلب کامل

روزی که عاشق زنم شدم
فريبا حاج‌دايي
جنگ که شد من عاشق زنم شدم. زنم حالا خیلی پیر است، خیلی پیرتر از خودم، آخر زنها زودتر میافتند، ولی هنوز هم عاشقش هستم، یعنی از جنگ به بعد عاشقش شدهام. حتماً شاخ درآورد‌ه‌اید که تو آن هیروویری و عشق وعاشقی؟! آره به خدا.
مطلب کامل

شعري از : آيلا گورل ( شاعر ترك )
ترجمه : عليرضا ذيحق
تنهايي
پاييزي تلخ و بي پايان است
در فرجام سلطنت ام
كه جسورانه بود .
مطلب کامل

افسون در ساختار داستان کوتاه / یک قدم با عزازیل بیروتی
جواد اسحاقیان
یک قدم با عزازیل ، عنوان سومین داستان از مجموعه داستان کوتاه دارند در می زنند " منیرالدین بیروتی " است که انتشارات " ققنوس " آن را در 1386 منتشر ساخته است . نویسنده...
مطلب کامل

عینک سه بعدی
میترا داور
نمی دانم چرا این روزها وسوسه می شوم هر چه درباره عینک جمع اوری کرده ام نابودشان کنم ...ان زن و مرد جوان خوره ذهنم شده اند ، انگار صندلی گذاشته اند ، جلوی چشمم نشسته اند و منتظرند که عینک شان را تحویل بدهم . اینکه کانون ها منطبق باشد مربوط به پزشک معالجه شان نبوده است ... این مربوط به من بوده ..... مشتری های زیادی نشسته اند روی صندلی رو به روی من ... به نظرم وقت ان رسیده بسیاری از مجله ها و کتاب های ساخت عینکم را نابودم کنم .
مطلب کامل

داستان‌هایی از سرتاسرِ جهان: مروری بر «سگِ یک میلیون شپشی»
سیدمصطفی رضیئی
ظاهراً برای فرشته مولوی (نویسنده، محقق و مترجم ایرانی مقیم تورنتو) این مساله کاملاً عادی است تا سالیان طولانی بین به سرانجام رسیدن کتاب‌هایش و انتشار آن‌ها (یا تجدید چاپ آن‌ها) فاصله بیفتد. هفده سال پیش از این، نشر مرکز کتابی با عنوان «باد می‌وزد» منتشر ساخت.
مطلب کامل

حضورِ بی‌هیاهوی کیفیت؛ مروری بر مجموعه داستان «آستین‌های رنگی»
مجتبا صولت‌پور
فهرست نامزدهای جایزه‌ی گلشیری باز هم بر روال مسبوق خود، در مسیری محافظه‌کارانه و تکراری پیش رفت و کتاب‌های کاندیدش را اعلام کرد. اما خوش‌بختانه در همین مسیر محافظه‌کارانه و خسته‌کننده هم می‌توان یک خُلف عادت دید،
مطلب کامل

نگاهى به زندگى کلود مونه
گلرنگ رنجبر
ابرهاى پراکنده در آسمانى که انگار از همیشه آبى‌تر است، چمن‌هایى که باد، بازیگوششان کرده و زنى که آن وسط ایستاده و باد دامنش را تکان مى‌دهد و آویزهاى کلاهش را به صورتش ریخته.
مطلب کامل

شخصیت های آثار مودیانو / درچنبرهء حلقه های گم شدهء زمان
میترا بیات
به مناسبت چاپ رمان "محله ی گم شده " ترجمهء"اصغر نوری". و رمان "سفر ماه عسل" ترجمهء "نسرین اصغر زاده". و همچنین رمان "خیابان های بوتیک های تاریک" برندهء جایزهء گنکور ترجمهء "ساسان تبسمی"، که از طرف انتشارات افراز در سال های اخیرجهت شناخت این نویسندهء صاحب سبک فرانسوی به چاپ رسیده است.
مطلب کامل

...گذر از سکانس های ممنوع ...افسانه نجومی...
نگاهی به مجموعه شعر" از عصای شکسته ی نیچه تا عصر مچاله ی لورکا " سروده ی سریا داودی حموله
هر بار سخن از شعر زنان به میان می‌آید ، به گونه ای بحث درباره ی زبان زنانه نیز از لابه لای نوشتار خودش را به نمود می کشاند .گویی طرح مبحث اولی خود به خود متضمن بر جسته نمایی مبحث دوم ( زبان زنانه ) می‌شود تا جایی که به ناگزیر مرز میان آن دومی‌شکند،
مطلب کامل

براهني و گلشيري در آينه ي نقد
علی رضا ذیحق
پاييز 66 بود. در نشر " مرغ آمين " بودم تو خيابان بهار. هنوز انتشاراتي مرغ آمين به زير پل كريمخان منتقل نشده‌بود وكسي نمي‌دانست كه روزي آنجا را آتش خواهند‌زد وسكانس‌هايي از فيلم " اعتراض " كيميايي، در آنجا كليد خواهد خورد ." كيميا و خاك " براهني را ورق مي زدم
مطلب کامل

شعری از ناظم حکمت
ترجمه:صابر حسینی
صد سالی هست
صورت ات را ندیده ام ؛بر کمرت حلقه نزده ام
مطلب کامل

سینمای ژان لوک گُدار
عباس موذن
در زمان هایی نه چندان دور...
مطلب کامل

نقدی بر کتاب برادرم رمضان
حمید رضا اکبری شروه
برادرم رمضان نوشته نویسنده ای از کشور افغانستان می باشد که در ایران زندگی می کند این مجموعه شامل چند داستان کوتاه است که دو داستان آن درحا ل و هوای افغانستان نگاشته شده اند با آن فرهنگ و زبان خاص افغانی که نویسند ه خوب توانسته ار عهده آن بر بیاید
مطلب کامل

زیبایی‌شناسی اولیس جیمزجویس
سراينده شاپور احمدي
نابجا در رؤیا وزن کردم رنگ

و ریایت را جابجا.

نارنجهای سرد باد را می‌بویم
مطلب کامل

چند شعر از سریا داودی حموله
پرسونا
تو می شوم
تصویرم را وارونه می بینم
نیمی تو
نیمی توووهای تو
مطلب کامل

ماهی که تویی
حُسنا محمدزاده
شهر محروم شد از تابش ماهی که تویی
پایم از رفتن هرروزه به راهی که تویی
مطلب کامل

پروژه‌های نیمه‌تمام
كاوه سلطاني
وضعیت من و او را به این شکل مجسم کنید: در راهرویی می‌دود و دنبالش می‌کنم. قرار است به او شلیک کنم و او از این آگاه است. در پاگرد پله‌ها گمش می‌کنم و وقتی به راهروی بالایی می‌رسم نمی‌دانم در کدامیک از اتاقها مخفی شده. احتمال سقوطش از بالای نرده‌ها منتفی است.
مطلب کامل

"ماهِ سپیدفام" پل ورلن
ترجمه از: شادی سابجی
ماهِ سپید فام
در بیشه‌زار می‌درخشد
مطلب کامل

سپیده داداش زاده -
فکر پدرم
روی طاقچه
کنار حافظ ، نشسته است
مطلب کامل

روزنامه ها
مجتبی صیدی
دوسه روزي مي شد كه پيدايشان نبود . از روزنامه هايي كه جلوي درشان دست نخورده جمع شده بود مي فهميدم . البته چندان هم دست نخورده نبود ،من آنها را برمي داشتم مي بردم شركت و بعد از خواندن مي گذاشتمشان همانجا .
مطلب کامل

فاطمه بیرانوند
صلح
نه از کبوتر شروع می شود
نه از زیتون
بلکه نیایش کوچک گنجشک هایی است
که می دانند
بهشت
نام قبیله ای است در همین نزدیکی .
مطلب کامل

(ایستگاه خواب)
علی ثاراللهی
به ایستگاه خواب رسیدم
در خواب دیدمش
مطلب کامل

زینب برزگرماهر
سلام و می روی
گوشه¬ی اتاق.
لام تا کام هرگز حرفی برای گفتن نداشته ای،
مطلب کامل

ابراهیم اکبری دیزگاه
نه بیماری را شفا می دهم
نه عصایی برای اژدها شدن دارم
مطلب کامل

بی تو
مریم نیکویی
امروز وسط هفته است ، آمده ام اینجا کنارت ...
کنار سنگ قبرها ، گلدان های سنبل به رنگ سفید یا ارغوانی گذاشته اند ...
مطلب کامل

این کشتی بی لنگر:
میثم خالدیان
با هم که راه می­رویم
دست­هایم را در جیب­ام می­گذارم وُ
مطلب کامل

یلدای 90
سایت مرور
...
مطلب کامل

جهان داستاني ياسوناري كاواباتا برنده جايزه نوبل سال 1967
فتح الله بی نیاز
«خانه زيبارويان خفته» روايت زندگى پيرمردهايى است كه حسرت توانايى‏هاى دوران جوانى‏شان را مى‏خورند و سعى مى‏كنند از طريق تماس جسمانى و سطحى با زنان جوان، شور جوانى را بازيابند. نويسنده به گونه‏اى رمزآميز اين بازيابى جوانى را به‏نحوى به «بازيابى خود» شخصيت‏ها برمى‏گرداند.
مطلب کامل

" مريم مجدليه در عصر ما" مروري بررمان: از شيطان آموخت و سوزاند / فرخنده آقائي
فريبا منتظرظهور
ولگا تنهاست، بي سر پناه و گرسنه، رانده شده از جامعه. اما كينه اي نسبت به هيچ كس ندارد. همه را مي بخشد و در خلوت خود "عزيزم" خطاب شان مي كند و براي ناداني هايشان دل مي سوزاند.
مطلب کامل

مهمانی
شاپور احمدی
بيا
گاهي
يواشكي
به دهكده
زير سنگ سياه
چاهي بجوييم
تا چشمهايمان
مطلب کامل

مرگِ خویشتن: مروری بر «سوء‌تفاهم» نوشته‌ی آلبر کامو
سید مصطفا رضیئی
مارتا: اگه پول به اندازه‌ي کافی دارین، خوبه. ولی لطفاً دیگه از احساساتتون حرف نزنین. ما کاری برای احساساتتون نمی‌تونیم بکنیم. داشتم کم‌کم به این فکر می‌افتادم که عذرتون را بخوام. رفتار و حرف‌زدنتون منو خیلی اذیت می‌کنه. بفرمایین، این هم کلید اتاقتون.
مطلب کامل

شعر فرانسه: «نثر نوشته‌یی از سمتِ سیبری و جین کوچولویِ فرانسوی» سروده‌ی بلیس سِندرار
سید مصطفی رضیی
آن‌ها روزها هنوز جوان بودم
تازه شانزده سالم شده بود ولی خاطره‌های کودکی همه از ذهنم رفته بودند
48000 مایل از خانه دور شده بودم
توی مسکو، شهر یک هزار و سه برجِ ناقوس و هفت ایستگاهِ قطار بودم
و هزار و سه برج و هفت ایستگاه برایم کافی نبود
مطلب کامل

زبانه ی شعر
شهرام عدیلی
از میان بازوهای ام
شعر و آفتاب جاری است
به نرمی
و دخترکی تازه
از اعماق رگ های ام می جوشد
مطلب کامل

از حالا به بعد خودت نیستی
نویسنده: ترانه جوانبخت
آن اسم را در بچگی دوست داشت. بعدها آن اسم او را به یاد بازی دوران مدرسه می انداخت. بعد از بیست و دو سال صدای بچه ها را به یاد داشت که با هم می خواندند:
«عمو زنجیر باف!
زنجیر منو بافتی؟
پشت کوه انداختی؟»
مطلب کامل

در مخیّله ام...احمد ارهان
ترجمه صابر حسینی
در مخیّله ام
صخره ها کنده می شود

Aklımda kayalar kopuyor, duvarlar yıkılıyor
Yüreğimde, kuruyan bir ırmağın yatağındaki
مطلب کامل

یادداشت کوتاه فریبا حاج‌دایی بر«یه حبه قند» میرکریمی
بهتر نبود یک فیلم مستند می‌ساختیم؟
مطلب کامل

راز گیس های بافته تو
مرجان مجیدی
وقتی من از پله ها پایین افتادم و مردم تو هفت ساله بودی و زیبا. همانروز گیس‌های بافته‌ات را قیچی کردی و دیگر هیچوقت کسی تو را با موهای بلند ندید. حتی موقع عروسی‌ات.
مطلب کامل

مرد
قباد آذرآیین
نريمان جاوري گفته بود: خيالت تخت آقا پسر، جوري هواييش بكنم كه شبونه بي‌خداحافظي بزنه به چاك جعده. به شرطها و شروطها!
گفته بودم: چه شرط و شروطي؟
مطلب کامل

گفتگوی حمید رضا اکبری شروه با سعید طباطبایی نویسنده و مدیر سایت والس ادبی
کار و دغدغه اقتصادی، مانع بزرگ نوشتن شده و ذهن خسته از کار هم چندان خوب کار نمی‌کند. اما بهترین روش تعیین ساعت کاری برای نوشتن است. مانند هر شغل دیگر.
مطلب کامل

اقبال
میترا بیات
اقبال آمد و پشت دری نشست و کوبید به در. زنی که داخل
خانه بود پرسید:" کیه؟"
مطلب کامل

کامران قائم مقامی
رقی نمی کند
از اتوبوس پیاده شوم!
و چند ایستگاه پایین تر، ـ
افسر کروکی یک تصادف عاشقانه!
یا
در بالن های سال دو هزار و یازده
سیگار سوپر استار سینما ـ را دود کنم
.
مطلب کامل

" جنون"
حسین چراغی
اول سراغ دختر بزرگم رفتم . بالای سرش ایستادم وخوب نگاهش ‌کردم . بیچاره آرام خوابیده بود . بی‌صدا در اتاق را بستم و نشستم روی سینه‌اش . چشمهایش را باز کرده بود و نمی‌فهمید چه خبر شده است. رنگش اول قرمز شد و بعد به کبودی نشست . دستهایش را بالا آورده بود وبا ناخنهای بلندش به صورتم چنگ می‌کشید
مطلب کامل

داستانک:مژدگانی...............
عادله زاهدی
روزنامه از صبج روی میزش بود،درست کنج دست چپ تا مزاحم کارش نباشد،با آن همه کار و مراجعه کننده ،وقتی نمی ماندبه آن دست بزندو همانطور تا شده در گوشه ی میز مانده بود .
مطلب کامل

کمال تشکر
علی مدرک
چشمهارا بازمی کند. می بندد. لحظه ای چهارچشمی می شود. برای چندمین بار متن را مرور می کند: «یعنی چه؟اوکه اهل این حرفها نبود ! لابد به خاطر سیلی که توی گوشم خوابانده وجدانش درد گرفته». دوباره عینک را از چشمانش برمی دارد. روزنامه را تا می کند می گذارد روی عسلیِ
مطلب کامل

ورق بزن
زهره تهامی
ديگر وقتش رسيده تا زن همراه با تك و توك فاميلهاي وابسته، دخترش را با دو نفر ديگر كه در طرفينش همان روز آرام گرفته اند ترك كند. گلهاي برگ برگ و لوله شده و رنگ و رو رفته، سياهي پارچه ي پهن شده روي گل نمناك را بيشتر به چشم مي آورند.
مطلب کامل

انديشه‌ شاهي، سراينده‌ي پارسي، ساكن قرقيزستان،
شاپور احمدی
انديشه‌ شاهي، سراينده‌ي پارسي، ساكن قرقيزستان، آبان ماه امسال پس از پيشامدي ناگوار و چند روزي بسر بردن در حالت كما، اينك سلامتي خود را باز يافته است. به شادباشيِ بهي و فرهي جسم و جان ايشان پاره‌اي از گزارشي دل‌انگيز درباره‌ي وي و نيز بخشي از يكي از قصه‌هاي نغزش‌ را در اينجا مي‌آوريم.
مطلب کامل

این هم از این
سودابه فرضی پور
جنازه را خواباندند روی نیمکت و هن و هن کنان آمدند عقب. یک دست جنازه لبه ی نیمکت آویزان شده بود. یکی گفت: پاهاشو صاف کنید. پاهایش را صاف کردند؛ دستهایش را گذاشتند پهلویش. طاق باز. مثل بچه ای که آماده قنداق کردن باشد.
مطلب کامل

میثم خالدیان
زیر پوتین من سپیدی داشت،
با سیاهی آسمان می مُرد
لای صحرایِ یخ زده، مَردی
تشنگی را تَرک تَرک می خورد
مطلب کامل

" می گویم بله، می گویم چشم "
ادیسه عسگری
دیگر صبحها با صدای زنگ ساعت موبایلم از خواب بیدار نمی شوم. دو سالی می شود. برای زنگ بیداری ، سمفونی شماره پنج بتهوون را گذاشته بودم. به سمفونی شماره پنجش می گویند: سرنوشت این طور به در می کوبد.
مطلب کامل

ازعصاي شكسته ي نيچه تا عصر مچاله ي لوركا" سروده ي سريا داودي حموله
افشین شیخ زاده
نگاهي به مجموعه شعر"ازعصاي شكسته ي نيچه تا عصر مچاله ي لوركا" سروده ي سريا داودي حموله
شعرموفق زنان خوزستان با نامهايي چون افسانه نجومي،شمسي پورمحمدي، ميترا سراني اصل،سريا داودي حموله وچند نام روشن ديگر در مطبوعات كشورشناخته شده است
مطلب کامل

دست تو
مجتبی شفیعی
گاهی زندگی همین است
بمبی از آن سوی دنیا
که این همه صحرا را می‎دود
مطلب کامل

فاصله
سعید یوسفی
باران مي بارد
برگه هايم خيس ميشوند
كلمات سينه خيز به سمت جوب ميروند
مطلب کامل

سعید عرفان پور
پیرمرد پرسید
شاعره جان!
آشفتگیت چند
مطلب کامل

چهار چوب
اوکتای سلامی
چه می شود که این چهار چوب پنجره
به جای گندخانه های شهر
به سمت دشتهای ناشناس وا شود
مطلب کامل

زهرا گریزپا
می خواهم کلمه را با تو قسمت کنم
پهلویت بنشینم
و درمیان این همه گنجشک
چیزی بگویم
مطلب کامل

م مثل مرده
اسری قراچه
وقتی که از خواب بیدار شد ظاهرا همه چیز مثل گذشته بود ، از پنجره می دید که گربه سیاه سر دیوار نشسته و تیک تاک ساعت فضای خانه را پر کرده ، همه چیز مثل سابق بود با این تفاوت که او مرده بود . اما میدید هنوز گردنش درد می کند و سرش سنگین است همیشه فکر کرده بود وقتی کسی می میرد دیگر هیچ دردی را حس نمی کند.
مطلب کامل

شرط
احمد جهان بین
دستات چقد سرده-انتظار داشتی گرم باشه-باهم-نمی دونم،شرط وشروطشو توبذار-پریدن که دیگه شرط نمی خواد-اون موقع ها می خواست-شرط هم شرطای قدیم-جدید و قدیمشو خودت میذاشتی-تو هم قبول می کردی-یه جورایی-خب در واقع شرطای توبود،گفتنشون گردن من!
مطلب کامل

توت فرنگي
ليلا ذوالقدري
دنبال مرباي توت فرنگي که تو يخچال گذاشته بودم مي گشتم، اما نبود. شيشۀ مربا آنقدرها کوچک نبود که پشت وسيله اي قايم شود، با اينحال همه جاي يخچال را زيرورو کردم. دخترها از مرباي توت فرنگي خوششان نمي آمد و مطمئن بودم که اگر در خانه چيزي براي خوردن پيدا نکنند،
مطلب کامل

من، آرمين، بهنام
علی مدرک
سلام آرمين‌جان. اوضاع و احوالت چطور است؟ شايد تعجب كني كه چرا در عصر اينترنت برايت نامه نوشته‌ام. اما راستش را بخواهـــي بايد با كمـــال شرمندگي عرض كنم كه شماره تلفنت را گم كرده‌ام. ولي نشاني‌‌ات را هنوز به خاطر دارم. ا
مطلب کامل



از سایت های دیگر
 دو شعر از خورخه لوئیس بورخس به ترجمه مودب میرعلایی
 اسدالله امرایی در این باره به خبرنگار مهر گفت: کتاب «خرده خاطرات» که در واقع خاطرات دوران کودکی ساراماگو است و من آن را از زبان انگلیسی به فارسی برگردانده‌ام، مجوز نشرش را دریافت کرده است.
 از فرجام نیچه تا دزد کتاب- معرفی ۱۰ کتاب تازه در سه هزارمین پست «یک پزشک»
 تا تثبیت قیمت کاغذ، از انتشار کتب دست نگه داشته‌ایم.
 كتاب ديگري از ميخائيل بولگاكف در ايران منتشر شد.
 نشستی کوتاه با علیرضا اجلّی سردبیر سایت ادبی کافه داستان/گفتگو از حمید رضا اکبری شروه
 محمدعلی اسلامی ندوشن، شاعر و پژوهشگر پیشکسوت، با همکاری انتشارات کلهر به تنظیم و تهیه مجموعه داستانی از شاهنامه فردوسی پرداخته است که شامل ۱۰ داستان برجسته از این میراث کهن فارسی می‌شود. ..این مجموعه تلاش دارد نوجوانان را با ادبیات کهن
 نشست نقد و بررسی مجموعه داستان «تهدید» در بندر ماهشهر، با حضور مترجم كتاب و منتقدانی چون نعمت نعمتی و داریوش معمار برگزار شد. معمار پراكندگی موضوع، لحن و نسل نويسندگان اين كتاب را ضعف اصلی اين مجموعه دانست.-
 کوکتو هنرمندی ماهر در زمینه‌های گوناگون بود، از شعر، داستان، فیلم، باله و اپرا گرفته تا نقاشی‌هایی که برای دهه‌ها علاقه‌مندان را در سرتاسر جهان جذب خود مي‌کردند. او ....
 سيمين بهبهاني در سن 84 سالگي، باوجود كسالت‌ها و بيماري‌ها؛ همچنان به سرايش شعر مبادرت دارد. اميدوار است كه در آينده با منصفانه شدن نگاه مسوولان، شعر‌هاي منتشر نشده‌اش به چاپ برسد.
 سينماي كشورمان براي اولين‌بار در 2 بخش نامزد نهايي اسكار شد
 صاحب قديمي‌ترين كتاب‌فروشي در اهواز از احمد محمود و خاطرات مربوط به اين نويسنده‌ي فقيد گفت.
 آهو خردمند در قالب پروژه‌ای با نشر افراز، نمایشنامه‌نویسان کانادایی و آثارشان را ترجمه و معرفی می‌کند
 به خاطر بی‌نظیر بوتو، امشب نمی‌تونم برقصم... میترا داور
  سایت عقربه با مطالب خواندنی شماره ی چهارم
  کافه داستان با مطالب خواندنی ....سردبیر: علیرضا اجلّی
 نقدوبررسی چه سینما رفتنی داشتی یدو؟! نوشته قباد آذر آیین
 شناورسازی قیمت پشت جلد کتاب‌ها برای عبور از این بحران...
 هفتاد و پنجمین نشست گروه ادبی گمانه‌زن و کارگروه علمی‌تخیلی و فانتزی انجمن نویسندگان کودک و نوجوان به کارگاه داستان‌نویسی اختصاص یافت.
 ترجمه‌ي آخرين رمان ويرجينيا وولف مجوز نشر گرفت
[ آرشيو ]
پيوندها ققنوسافراز افق مرواريدچشمه آموت
■  ادبیات کهن ایران
■  درباره ی جلال آل احمد
■  درباره ی نیما یوشیج
■  درباره ی جمال میرصادقی
■  یلدای90  

 نقل مطالب اين سايت (به جز لينک مستقيم) تنها با اجازه‌ی نويسنده مجاز است